- آمرصاحب: جناب سرکار
- اردو: ارتش
- آرَنگ یا آرن: بوق
- آاَرَنگ زدن، آرن زدن: بوق زدن
- آمدآمد عید: در آستانه عید
- اشپلاق ،اوشپولاق: هُشپُلَک، سوت
- اشتراک کردن: شرکت کردن
- انج
- در میگیرد: آتش میگیرد، (در مجاز) به خشم میآید
- نیر: مهندس
- اکسیجن: اکسیژن
- سر گوشی: پچ پچ کنان
- چند بجه؟: ساعت چند؟
- بحیره: دریاچه
- بخاری تیلی: بخاری نفتی
- بنجاره والا: فروشندهٔ دورهگرد
- به تکلیف میشوید: به دردسر میافتید
- بوت: کفش، چکمه
- بود و باش: زندگی
- بوره: شکر
- کمپل: پتو (پشتو)
- پرس و پال: پرس و جوی
- پشک: گربه
- پَیسه: پول
- جاپان: ژاپن
- چارمغز: گردو
- چُپ باش: ساکت شو
- چوچه مرغ: جوجه
- چَکر زدن: قدم زدن، گردش کردن
- هَلَه: یالله، زود باش
- خُشو: خُش، مادر زن
- خفه شدن: ناراحت شدن
- داکتر صاحب: جناب دکتر
- سرگوشی: زیرگوشی
- سَرَک: خیابان، جاده
- سِگرتدانی: جاسیگاری
- شادی:میمون
- شوربا: آبگوشت، اِشکنه
- صنف: کلاس
- فیشن: مد
- کفیدن: ترکیدن
- کیسهبر: جیببر
- گلون: گلو
- گنگس (گنس): گیج
- لت و کوب: کتک، ضرب و شتم
- لبسیرین کردن: رژ لب زدن
- لفظ گرفتن: قرار خواستگاری گذاشتن
- لیلیه: خوابگاه
- ماما: دایی
- موتر:ماشین
- مِیلَه: تفریح، پیکنیک، گلگشت
- نی: نه
- هوشپرک: حواسپرت
- هوش کن: مواظب باش
- یازنه: شوهر خواهر
حامد
دوشنبه 17 خردادماه سال 1389 ساعت 12:45 ب.ظ
سلام دوست عزیز دوباره به وبلاگ شما اومدم وبلاگ شما واقعا زیباست ارزوی موفقیت دارم برای شما
رفع مشکل مدرک تحصیلی با استعلام از آموزش و پرورش