با تو و برای تو ای بهترین

با تو همه ی رنگهای این سرزمین را آشنا می بینم.

با تو همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کنند .

با تو آهوان این صحرا دوستان همبازی من اند.

با تو کوهها حامیان وفادار خاندان من اند.

با تو زمین ، گاهواره ای است که مرا در آغوش خود میخواباند.

ابر حریری است که بر گاهواره ی من کشیده اند.

و طنابِ گاهواره ام را مادرم ،

که در پسِ این کوهها همسایه ی ماست ،

در دستِ خویش دارد.

با تو دریا با من مهربانی میکند .

با تو سپیده ی هر صبح بر گونه ام بوسه میزند.

با تو نسیم ، هر لحظه گیسوانم را شانه میکند.

(با تو من با بهار می رویم.)

با تو من در عطر یاسها پخش میشوم.

با تو من در شیره ی هر نبات می جوشم.

با تو من در هر شکوفه می شکفم.

با تو من در طلوع، لبخند میزنم.

در هر تندر ، فریاد شوق می کشم.

در حلقوم مرغانِ عاشق می خوانم.

درغلغل چشمه ها می خندم.

در نای جویباران زمزمه میکنم .

با تو من در روح طبیعت پنهانم.

در رگ جاری ام . در نبض .

(با تو ، من بودن را ، زندگی را ، شوق را ، عشق را ، زیبایی را و

مهربانی پاک خداوندی را می نوشم.)

بی تو ، من ...

(دکترعلی شریعتی)

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد